احمد مجد الاسلام كرمانى
42
سفرنامه كلات ( فارسى )
فصل چهارم رفقاى من چه كسانى هستند « * » وقتى كه در درشكه با نايب هاديخان نشسته به طرف خانه نير الدوله « 1 » ميرفتم از نايب سؤال كردم به غير از من كسى ديگر را هم گرفتار نمودهايد يا خير ؟ جوابداد
--> ( * ) در اواسط ماه ربيع الثانى هزار و سيصد بيست چهار ، روزى از طرف دولت جار ميزنند از امشب هركس ساعت چهار از شب گذشته از منزل خود بيرون بيايد پاسبانان شهر او را با گلوله خواهند زد . سوار و پياده در شهر زياد ميگذارند كه تا صبح در كوچه و بازار گردش ميكنند ، مسلم است كه اين اقدام براى دو چيز است يكى جلوگيرى از شب نامههاى بسيار كه شبها بر ضد دولت منتشر مىشود و ديگر آنكه اگر بخواهند كسى را دستگير نمايند از طرف مردم مزاحمتى نشود ، يك شب مأمورين دولت سه نفر را از خانههاى خود به وضع بد دستگير نموده بكلات تبعيد ميكنند ، بجرم شب نامهنويسى و آن سه نفر « مجد الاسلام كرمانى » است مدير روزنامه ادب كه سر پرشورى دارد ميرزا آقا تاجر اصفهانى و حاجى ميرزا حسن مدير سابق رشديه صفحه 65 جلد دوم تاريخ معاصر تأليف دولتآبادى ( 1 ) علاء الدوله بمراتب از نير الدوله بهتر بود بلكه آقايان از حكومت علاء الدوله بهتر راضى بودند تا حكومت نير الدوله ، در واقع عين الدوله انتقامى كشيد از آقايان كه حكومت را از علاء الدوله گرفت و بشاهزاده نير الدوله داد . شاهزاده نير الدوله حاكم جديد با آنكه با آقاى طباطبائى معاهده و هم قسم بود و به قرآن مجيد قسم ياد كرده بود كه در خيال مقدس آقاى طباطبائى همراهى كند ذرهء از ظلم و مخالفت قسم كوتاهى نكرد و اگر سوگند خورده بود كه مخالفت نمايد با آقايان و مانع باشد از مقصود مقدس هر آينه مينوشتم خلاف سوگندش نكرد ليكن چون قسم بر معاونت و همراهى ياد كرده بود مينويسم خلاف كرد خيلى هم خلاف كرد . صفحه 310 تاريخ بيدارى ايرانيان